Home

زمانه آگاه شده است، یعنی دانشی پدیدار و آشکار شده است که حداقل برای اصلاح اصول عملی ما کافی است.
روح تحقیق آزاد، توهماتی را که مدتهاست دستیابی به حقیقت را انکار کرده بود، از بین برده است، و پایه ای را که فریب تاج و تخت، خود را بر آن بنا کرده است، تضعیف کرده است. عقل، خود را از فریبهای حواس و سفسطههای مربوط به آن پاک کرده است و خود فلسفه، که ابتدا ما را از آن جدا کرد، با صدای بلند و فوری ما را به آغوش طبیعت باز میخواند – چرا هنوز بربر هستیم؟ در اشیا نهفته نیست، بنابر این باید چیزی در ذهن مردم باشد که مانع دریافت حقیقت شود، هر چقدر هم که این حقیقت بدرخشد، و پذیرفتن آن، هر چقدر هم که قانع کننده باشد.
Schiller – die ästhetische Erziehung – شیلا
وضعیت فعلی!
وضعیت واقعی
جهان توسط سرمایه داران، از پست ترین نوع خود – کنترل و هدایت می شود. وضعیت کنونی جهان، خودمختاری افراد فاسد است، که همیشه نیات شیطانی را با منطقی دستکاری شده، به عموم ارائه می دهند.
این خواستها از چند خانواده با اسامی روتشیلد Rothschild، فوگا Fugger-lilie Babenhausen و فوگرهای لومپن Fugger-lilie Glött تنظیم میشود و توسط نوکرهایشان به اجرا در می آید که بخش عمده ای از این نوکرها – دانسته یا ندانسته – خود عموم مردم هستند.
راه حل های پایان دادن به این ظلم آشکار، احیای سیستم دیوانامیک، تعیین محدودیت برای ثروت، انحلال سازمان های مخفی و اطلاعاتی، شفافیت در همه سطوح – و به طور خلاصه، قدرت در دست مردم است – بدون حاکمیت احزاب، بدون حاکمیت گروه، بدون حاکمیت شاه و شیخ.
اما آنچه بسیار مهمتر است!
آنچه بسیار مهمتر است، یک آگاهی ژرف به مکانیسم طبیعت است تا مردم بتوانند ریاکاری، سطحی نگری، بدخواهی، اشتباهات را به موقع تشخیص داده و اصلاح کنند.
“شیلا -Schiller ” یک نویسنده و متفکر آلمانی می نویسد: „هیچ نیرویی جز اراده در انسان وجود ندارد و تنها، آن چیزی که انسان را میکشد، وغارت ادراکی میکند، می تواند آزادی درونی را از بین ببرد. این بستگی به اراده دارد که کدام غریزه باید برآورده شود. اما آنچه باید توجه داشت این است که، نه آنچه ما احساس می کنیم، بلکه “تعیین کننده بودن احساس“ و نه اینکه ما به خودآگاهی دست یابیم، بلکه، „خودآگاهی تعیین کننده“، بستگی به اراده دارد“.
در نظر شیلا «اراده» ویژگی خاص انسان است. اما «اراده» چیست؟ تعریف «اراده» چیست؟
اراده از خواستن منشا میگیرد. انسان وقتی چیزی را میخواهد که فاقد آن است و این نداشتن در نحوه زندگی انسان تعیین کننده است – و داده های انسان، ابزاری در خدمت آن هستند. انسان اعمال خود را از طریق حواس خود تنظیم می کند، حواسی که نه تنها ناکامل هستند، که به مرور زمان به فرسودگی میروند. داستان آدم و حوا یک نکته مهم برای ما در بر دارد. آدم و حوا در بهشت زندگی می کردند و در آنجا شیطان آنها را به خوردن چیزی که ممنوع بود فریب میدهد و باعث میشود آنها از بهشت بیرون رانده شوند. خوردن چیزی که به خوردن آن اسرار شدند، اما نه به این دلیل که می خواستند آن چیز را بخورند، بلکه به اسرار دیگری، یعنی خلاف طبیعت خود عمل کردند. دینامیک و سلامت حواس در اثر فرهنگ نادرست خوردن – که ما به آن عادت کرده ایم – تحلیل میرود. خوردن از روی ساعت – خوردن به خاطر اینکه دیگران میخورند یا از روی بیکاری – به معنای شکست است و “پرهیز” یعنی اجازه به وجود آمدن چیزی را دادن – پس «بگذارید نیاز به خوردن پدید آید» و بعد از حس طبیعی خود پیروی کنید. این یک روند اتوماتیک را ایجاد می کند که وقتی انسان فاقد آن است، زندگی بسیار دشوار میشود و عصر ما فاقد آن است. یک سیستم و یک زندگی طبیعی و سالم باید بر اساس این اصل هدایت شود. این که احساس تعیین کننده می شود و خودآگاهی تعیین کننده میشود. با روزه، یعنی انضباط نفس، میتوان یک روند اتوماتیک و رهبری روح و خودمختاری را به زندگی بازگرداند.