Videos / ویدیوها

در انتهای این ویدیو در کادر سیاهی که ظاهر میشود متن نوشته شده به شرح زیر است: ولادیمیر کوزنتسوف و الکسی استولیاروف، وبلاگ‌نویسان و مجریان تلویزیونی روسی که در رسانه با نام‌های مستعار ووان و لکسوس معروفند، از طرف مقامات آلمانی کابینه صدراعظم مِرتس با رضا پهلوی تماس گرفتند.

گویا و ظاهراً مقامات آلمانی می‌خواهند به پهلوی در رسیدن به قدرت کمک کنند.

ووان و لکسوس به خاطر شوخی‌هایشان با سیاستمداران و افراد سلبریتی غربی و همچنین تحقیقات جدی سیاسی معروفند. در میان کسانی که توانستند با آن‌ها ارتباط برقرار کنند و افشاگری‌هایی انجام دهند، می‌توان از استولتنبرگ، دبیرکل ناتو، مکرون، مرکل، جورج بوش، کامالا هریس، بوریس جانسون، کایا کالاس، شاهزاده هری، بیلی ایلیش و بسیاری دیگر نام برد. 

نشان بایر آلمان

 رضا پهلوی در زمین انگل‌ بازی می‌کند و در هیچ شرایطی شایستهٔ اعتماد نیست

—— ایالت بایرن (بایر)، ثروتمندترین ایالت آلمان، نشانی دارد که در دنیای طراحی و نمادشناسی به عنوان یک «شبکه» (Grid) لوزی‌شکل شناخته می‌شود. این لگو به شکل رسمی در سال ۱۸۰۶، هم‌زمان با ارتقای بایرن به رتبه پادشاهی، به عنوان نماد مرکزی هویت این سرزمین انتخاب شد. اما ریشه‌یابی این نماد، ما را به داستانی بسیار فراتر از یک انتخاب گرافیکی ساده می‌برد. ​این لوزی‌ها مستقیماً از طریق وراثت خانواده „Grafen von Bogen“ (کنت‌های قوس) وارد تاریخ بایرن شدند. واژه Bogen در زبان آلمانی به معنای «قوس» یا «کمان» است. اگرچه در تاریخ رسمی، این نام را برگرفته از قوسِ رودخانه دانوب در محل سکونت این خانواده دانسته‌اند، اما انتخاب و تشابه اسمی و زمانی آن با مفاهیم کهن، معنای عمیق‌تری به خود می‌گیرد. در تئوری‌های نمادشناسی استراتژیک، «قوس» نماد خدای ملی ادوم یعنی «قوس/کمان/شکارچی» (Qaus) بود. انتخاب این نماد با ریشه نمادین آن در قرن نوزدهم نه یک تصادف، بلکه نشانه‌ای از پیوستگی به یک ساختار قدرت جهانی یا همان „EL-lite“ (L/ال-یت) تعبیر می‌شود که تحت لوای نماد «قوس» عمل می‌کنند. ​وقتی این لوزی‌ها به صورت شبکه کنار هم قرار می‌گیرند، تصویری از یک «تار» یا «قفس مدیریتی» را می‌سازند که نشان‌دهنده ساختار شبکه‌ای و لایه‌بندی شده بر توده‌هاست. نکته خیره‌کننده، تکرار همین هندسه در نمادهای معاصر است. همان‌طور میدانید، نماد «لوزی» دقیقاً در لگوی شورای هماهنگی اطلاعات دیده می‌شود.

نماد لوزی بایرن، که از کنت‌های «قوس» (Bogen) به خاندان ویتلسباخ و سپس به دولت مدرن منتقل شد، تنها یک میراث خانوادگی نیست؛ بلکه یک کد تصویری از یک ساختار قدرت عمیق است. شباهت این لوزی به نشان‌های اطلاعاتی و امنیتی (مانند شورای هماهنگی اطلاعات) تقویت‌کننده این نکته است که این هندسه، امضای مشترک شبکه‌ای بین‌المللی برای مدیریت و کنترل بوروکراتیک جهان است. این ساختار از «قوس» تاریخی (Edom/Qaus) شروع شده و تا مدیریت اداری امروز در مراکز قدرت ادامه یافته است. ​کنت‌های بوگن با مالکیت خود، قرق‌ها و شکارگاه‌هایی (Reviere) را ایجاد کردند که بعدها خاندان ویتلسباخ (Pfalz/Worms) آن‌ها را (چه از طریق ارث و چه با روش‌های سیاست‌مدارانه) در اختیار گرفتند. طبقه اشراف عالی‌رتبه مدرن نیز تا به امروز از این عرصه‌های جنگلی تاریخی به عنوان «حلقه‌های انحصاری شکار» برای شبکه‌سازی‌های سیاسی استفاده می‌کنند. ​اشراف (Adel) و شکار (Jäger/خوانده میشود: یگا): طبقه اشراف از طریق انجمن‌های انحصاری شکار، شبکه‌ای غیررسمی برای مدیریت استراتژیک ساخته‌اند. واژه آلمانی Jäger (شکارچی/یگا) با واژه فارسی یگان (واحد ضربت) هم‌خوانی لغوی و عملکردی دارد؛ هر دو بازوی اجرایی سیستم برای «شکار» اهداف و حفظ نظم شبکه لوزی هستند. ​Jäger (خوانده میشود: یگا): در آلمانی به معنای شکارچی است؛ اما در اصطلاح نظامی، Jäger به واحدهای زبده پیاده‌نظام سبک گفته می‌شود (مانند Feldjäger). آن‌ها کسانی هستند که وظیفه «شکار» اهداف خاص و برقراری نظم آهنین را بر عهده دارند. ​یگان (jegān): در فارسی به معنای واحد، یگانه و بخش جداگانه از ارتش است. جالب اینجاست که «یگان ویژه» در ایران دقیقاً همان نقشی را ایفا می‌کند که واحدهای Jäger در ساختار پروسی-آلمانی داشتند: یک نیروی ضربت متمرکز برای شکار فرصت‌ها یا سرکوب هدفمند. ​مدیریت بوروکراتیک: همان‌طور که در وبلاگ ذکر شد، آلمان (ویسبادن) نقش «میز مدیریت» را دارد. وظیفه این میز، تبدیل آگاهی انسان به یک «پیله مادی» از طریق قوانین و یگان‌های اجرایی است. شکارچیان، یعنی واحد یگا/Jäger در غرب و یگان ویژه در شرق، دو بازوی یک پیکره هستند که وظیفه دارند هرگونه خروج از «قوس» (محدوده قدرت) را شکار کنند. ​نتیجه‌گیری نهایی: ارتباط لغوی میان Jäger و یگان، و پیوند آن‌ها با قوس (Bogen) و تبار ادوم، نشان می‌دهد که ما با یک سیستم یکپارچه جهانی روبرو هستیم. در این سیستم، «لوزی» (شبکه کنترل)، «قوس» (نام و نشان قدرت) و «شکارچی» (بازوی اجرایی/یگان) در هم تنیده شده‌اند تا مدیریت جهانی را از اتاق‌های فکر در آلمان تا میدان‌های عملیاتی در سراسر جهان هدایت کنند. آیا می‌دانستید ساواک از آلمان طراحی شد؟ و تأسیس شبکه تلفن مدرن ایران و خطوط جدید ارتباطی که ستون فقرات نظارتی ساواک را تشکیل می‌داد، مستقیماً توسط غول‌های صنعتی آلمان، به ویژه شرکت زیمنس انجام شد. ​پروژه خطوط تلفن: آلمان‌ها نه تنها مراکز تلفن را ساختند، بلکه سیستم‌های انتقال داده و مراکز سوئیچینگ را طراحی کردند.

ساختمان‌های امنیتی (مانند کمیته مشترک و مراکز ساواک) توسط مهندسان آلمانی با مدل پان‌اپتیکون (زندانهای گرد / اشراف مرکز بر کل شبکه) ساخته شد. که اکنون این طراحی را به کل جامعه گسترش داده اند. آن‌ها جامعه را به یک «پان‌اپتیکون» (زندان & نظارت دائمی) تبدیل کرده‌اند که در آن هر حرکتی رصد می‌شود و زندانیان با فناوری‌های مدرن تحت فشار، شکنجه، قتل و کشتار قرار می‌گیرند.

 دانشجویان – حفظ_ شبکه_ ارتباطی

ولایت یا پهلوی / سلطنت

جابجایی میان این دو جریان با وجود نماد هایی متفاوت به یک نتیجه (چاه) ختم میشود. طبق برخی برآوردها، در هر استان ایران دست‌کم ۳۰۰۰ نیروی شورشی سازمان‌یافته و وفادار حضور دارند که در شرایط فعلی می‌توانند به‌عنوان پشتوانه جریان پهلوی تلقی شوند.

مسیح علی نژاد – بیعت با پهلوی

علی نژاد میگوید: من امتداد صدای مردمی هستم که پهلوی را صدا میزنند. (نه صدای مردمی که دموکراسی صدا میزنند).

فروغ کنعانی – سیرک پهلوی

خانم کریمی – دفترچه اضطرار